خانه / بیوگرافی / بیوگرافی دیدار علی مشرقی- لیسانس جامعه شناسی و فلسفه

بیوگرافی دیدار علی مشرقی- لیسانس جامعه شناسی و فلسفه

mashriqi

در آخرین روزهای خزان، به جهانی هستی پا گذاشت. خانواده­اش نام­اش را دیدارعلی گذاشتند. مطابق شناسنامه دولت افغانستان، سال تولد­اش ۱۳۶۳ خورشیدی می­باشد. محل دنیایی شدن­اش دهکده خارتیزک، ولسوالی جاغوری در ولایت غزنی است. در بهار سال ۱۳۷۰خورشیدی به لیسه فیضیه شامل شد. مکتب فیضیه نخستین مکان نضج گرفتن افکارش می­باشد. این مکتب مرکزی درگیری و تضاد بین مرتجعین و بدوی اندیشان زمان و تغییرخواهان معاصر بود. گروه افراطیون به نام مذهب و دین، برای بستن دروازه مکتب یا به سخن درست دروازه علم و آگاهی از کاربردی هیچ ابزاری دریغ نکردند. آن­ها با فتوا و احساساتی ساختند قوماندانان جهادی بر تپه­ی نزدیک مکتب سنگر گرفته بودند. این نزاع و کشمکش بدون شک بر دیدارعلی که هنوز کودک بود؛ خالی از تأثیر نبود. دیدارعلی برخلاف برادران خود (که یوسفی تخلص می کردند)؛ در صنف پنج مکتب تخلص حسینی را از نام پدر برگزید.؛ اما در صنف نهم از آن عبور کرد و تخلص مشرقی را انتخاب کرد. در گزینش تخلص جدید کتاب ها و افکار دکتر شریعتی احتمالا بی تأثیر نبود. مشرقی از همان زمان علاقه­ی فراوان به کتاب خواندن داشت. تأثیر کتاب­های شریعتی جمع طبع آرام و صلح جویانه وی سبب شده بود که مدام به صلح و همگرایی بی­اندیشد. او با فکر کوچک و احساساتی خود، جنگ­های داخلی و بحث­های قومی را مردود می­دانست. مشرقی فکر می­کرد ما باید به انسانیت فکر کنیم و رفتار قومی خلاف انسانیت است. در حقیقت او اشتباه می­کرد؛ زیرا نمی­دانست که بحث همگرایی و وحدت از خود الزاماتی دارد که تا آن وجود نداشته باشد؛ وحدت ملی امر محال است. وی تا آن روزگار شاید هیچ واژه­ی در مورد هویت ملی، ملت- دولت، فرهنگ و تاریخ مشترک نشنیده بود یا این مفاهم در حد یک واژه قشنگ برایش جلوه می­کرد. در روزهای پایانی صنف ده مکتب بود، که گروه چماق به دست طالبان زمام حکومت را در جاغوری گرفت. در بهار سال آینده زمانی که چند مدتی به مکتب رفت؛ خانواده وی تصمیم گرفتند که مهاجرت کنند. خانواده دیدار هیچ پیشنه سیاسی- نظامی نداشت؛ اما ظلم طالبان و مشکلات اقتصادی دلیل بر ترک افغانستان بود. آنها در کویته پاکستان مسکن گزیدند. دیدارعلی که حالا تخلص مشرقی را انتخاب کرده بود؛ نا امید از همه چیز بود. او اصلا تصور نمی­کرد که روزی شود که حاکمیت طالبان از بین برود.. بنا بر همین نا امیدی او با جمعی، درگرمای تابستان به سوی ایران راه مهاجرت دیگر را در پیش گرفت. وی تصمیم داشت که بعد از مدتی به سمت اروپا برود، تا شود زندگی که می­خواهد بسازد. از چانس بدش او در مسیر راه ایران اسیر نیروهای امنیتی ایران گردید که بعد از چهار شبانه روز زندانی ساختند و تحقیر و توهین ایرانی­ها، دوباره به ولایت نمیروز رد مرز گردید. در نیمروز حکومت طالبان ریشه دوانده بود. آنها شب را در زرنج و شب دیگر را در قندهار ماندند تا بالاخره دوباره به کویته رسیدند. چند روزی را نیز او کار فزیکی کرد. در پایان همان سال بود؛ که حادثه یازده سپتمامبر به وقوع پیویست و دیدار نیز به افغانستان برگشت و دوباره مکتب اش را ادامه داد و تمام کرد. سقوط رژیم سرکوبکر طالبان روزنه­ی تازه را به وجود آورد. دیدار بعد از ختم مکتب در سال ۱۳۸۲ در کانکور سراسرای شرکت کرد و در دانشگاه کابل، دانشکده علوم اجتماعی پذیرفته شد. بعد در سال دوم دانشگاه، وی رشته جامعه شناسی و فلسفه را برگزید.

تمرکز و گرایش وی جامعه شناسی بود و از مطالعات موضوعات جامعه شناسی احساس راحتی می کرد. جامعه شناسی برای وی به سان نیاز اساسی زندگی مهم پنداشته می­شد. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی دوره لیسانس را با نمرات کادر تمام کرد. ختم دانشگاه، آغاز زندگی دیگری بود. در دانشگاه بود که وی با موضوعات مختلف علمی آشنا شد. بحث هویت ملی را در دانشگاه با جدیت با آن برخورد کرد. در سال آخر دانشگاه همزمان با درس دانشگاه با موسسه تحقیقات اجتماعی کار ­کرد. پایان نامه خویش را در زمینه بحران هویت و وحدت ملی نوشت. دیدار از معدود دانش جویان بود که روی پایان نامه­اش مسئولانه کار کرد و به آن اهمیت قایل شد. بعد از دانشگاه دوره­ی انجام فعالیت شروع گردید. در دانشگاه خصوصی کاتب، انستیتوت خدمات ملکی، موسسه اجایل، کمیسیون انتخابات، لیسه نور جاغوری، دفتر ویر و بنیاد آغا خان در بخش­های متفاوت انجام وظیفه کرد.

bohran

در این مدت ده­ها مقاله در جراید، روزنامه ها و مجلات نوشت و کتاب ذیل عنوان بحران هویت ملی را به نشر سپرد. روزگاری عضو شورای نویسندگان هفته نامه دیدگاه بود و نیز وبلاک «تغییر» را مدیریت می­کرد. بیشتر سرگرمی­اش مطالعه آزاد در حوزه­های مختلف جامعه شناسی بوده است. بیشترینه مطالعه و نوشته­اش در حوزه جامعه شناسی و به خصوص جامعه شناسی سیاسی می­باشد. ورزش را دوست دارد. والیبال را خوب بازی می­کند، به فوتبال، تنیس، توب دنده و سنگیرک علاقه دارد. موسیقی آرام می­شنود. رسانه­ها را تعقیب می­کند و به تلویزیون­های جهان دمکرات بیشتر برایش اهمیت دارد. از هنرمندان افغانستان به صدای ظاهر هویدا، داوود سرخوش، استاد ناشناس، استاد زلاند، فرهاد دریا، وجیهه و استاد مهوش بیشتر گوش می­دهد. دیدگاه­اش در زندگی؛ کاملا باز و معطوف به مدنیت است. با هر نوع دگم اندیشی و در بند کشیدن اندیشه مخالف است. زندگی را ساده می­گیرد و با دیدگاه­های متفاوت و غیر افراطی احترام قایل است. بیشتر می­نویسد و می­خواند. او باور دارد که مسیر پیشرفت تمام شدنی نیست. انسان به اندازه درگیری اش با کتاب و اندیشه به انسانی­تر می­شود. زندگی بدون مطالعه و تعقیب رسانه­ها، انسان را وسیله­ی دیگران می­سازد.   

مشرقی در انتخابات پارلمانی پیش رو از جمله ی کاندیدای احتمالی جاغوری خواهند بود .

رادیو پیام جوان – ۲۷ ثور ۱۳۹۶

درباره ی admin

همچنین ببینید

۱۶۱۹۵۵۰۲_۱۲۹۲۸۲۳۷۳۰۷۹۶۶۴۹_۳۵۶۸۰۴۳۹۸۲۷۳۷۰۸۶۲۵۳_n (1)

نگاهی به زندگی محمدآصف فیاض، مشاور لوی سارنوالی در امور بین‌الملل!

  محمد آصف فیاض فرزند قادر علی در سال ۱۳۶۵ خورشیدی در قریه ای موسوم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *