خانه / مقالات / میرزااولنگ در سوگ انسانیت!

میرزااولنگ در سوگ انسانیت!

۵۷۵۳۵۰۸۶

این اولین بار نیست که از سوگ انسانیت چشمان اشکبار داریم! بلکه تاریخ معاصر افغانستان، طومار کشتار است! پروزی و شکست در همه عرصه های سیاسی – اجتماعی کشور مان، با کشتار رقم می خورده است! ذبح انسانیت با تیغ قدرت قبیله حاکم، همان سنت سیاسی است که بیش از دو قرن مظاهر سیاسی – اجتماعی افغانستان را با خون پاک انسان سرخ رنگ می سازد!

اما آنچه مهم است اینکه هنوز چاره ای برای درمان این زخم ناسور وجود نداشته است؛ و مهمتر از همه اینکه وحشت و انسان کشی به مثابه ابزار سیاسی برای سلطه ای قبیلوی در ادوار مختلف با سیاست گذاری های این کشور گره خورده است؛ که مصداق آن، شعار های رنگارنگ دوران انتخابات ریاست جمهوری و پیامد های آن برای ملت افغانستان است. «تحول و تداوم» و «اصلاحات و همگرایی» دو شعاری بودند که نتایج آنها را در میرزااولنگ و نقاط دگر کشور دیدیم! اگر تحول و تداوم، یا اصلاحات و همگرایی چنین باشند؛ هیچ کدام این شعار ها، اصطالاحات خوش آیند برای ملت افغانستان نیست و نخواهد بود؛ زیرا با شنیدن آن، دروغ و فریب تیم های انتخاباتی را به یاد خواهند آورد که به عنوان ابراز فریب برای کسب قدرت، در حضور مردم شعار میدادند. این نوع شعارها که هم اکنون بازدهی برعکس برای ملت افغانستان دارد، مصداق گفته های کانت را در آینه ای مظاهر سیاسی افغانستان نشان می دهد.

از نظر کانت، دو شخصیت، « سیاست مداراخلاقی » و « موعظه گر سیاسی » نماد دو مکتب «اخلاق گرا» و «سود گرا» هستند. سیاست مدار اخلاقی کسی است که اصول سیاست را در هماهنگی وهمزیستی با اخلاق دنبال می کند. اما موعظه گر سیاسی اخلاق را به گونه ای در می آورد که مناسب سود و منفعت شخصی اش باشد… در این میان، موعظه گر سیاسی هر گونه تقصیر اش را انکار می کند و اعلام میدارد که این موضوع، ناشی از ناسازگاری ملت است … موعظه گر سیاسی وظیفه ای جز ایجاد اختلاف میان رعیت، کاری دگر ندارد و شهروندان از چشم او رعیت بدون حقوق است و بس…

سیاست مداراخلاقی، موعظه گر سیاسی، ملت، رعیت و تبعه همه از نظر اجتماعی در کشتی واحد سوار اند؛ اگر ناخدای این کشتی در تلاش غرق نمودن تبعه یا رعیت باشد، خود نیز از مرگ خلاصی نخواهد داشت! چنانچه هر انارشیزمی و هر نارسایی سیاسی همچون شکم دریدن و کور کردن ها… یا لشکر کشی های قبیلوی … پیامد های تباه کننده برای افغانستان داشته است؛ در اخیر سیاست مدار نیز یا کور می شد یا شکم اش دریده می شد که این مسئله، نُرم منطق وحشی گری است که تاریخ معاصر افغانستان این گونه حکایت ها را در اوراق خود حفظ کرده است. دلیل آن نیز واضح است که سیاست قبیلوی به همان اندازه که باعث تجزیه جامعه می شود، سیاست مدار را نیز همراه قبیله اش در بعضی حالات، طعمه شکار در وادی وحشت سیاست گذاری های خودش می سازد!

به این لحاظ، بهتر آن است که به مدنیت نقطه پایان نگذارند؛ چراکه پایان تمدن خراسان زمین، همان توحش بود که طعم تلخ آن را چشیدیم! اکنون چشم های تان را پاک کنید و واقع بینانه به قضایا ببنید که دوام و حمایت از توحش، به نفع هیچ قبیله و گروهی نخواهد بود. اگر به اعتماد ملت که پای صندوق های رای رفتند و در انتخابات ریاست جمهوری رای دادند، احترام نشود، ریشه های اعتماد در جامعه خشکیده خواهد شد که این موضوع خطیر تر از هر چیز دگر است؛ زیرا زمینه های از هم پاشیدگی جامعه را مساعد می سازد. جامعه و نهاد اجتماعی و… زمانی از هم می پاشند که «اعتماد» در آن از میان برود. ملت افغانستان خسته از توحش و بربریت است که باید توسط نهاد سیاست، مهار شود.

همان قسمی که پایان هر تمدنی توحش است که سیاست مداران افغانستان در پایان تمدن خراسان زمین عملا آنرا تجربه کردند؛ پایان هر توحشی نیز تمدن خواهد بود! سیاست مداران افغانستان باید این موضوع را درک کنند که افغانستان فقط مشکلات سیاسی دارد. هر زمانی که سیاست در این کشور نظم یابد، اقتصاد تنظیم شدنی است و مدنیت راه خود را در این سرزمین دوباره باز خواهد کرد. مسیر این مسئله، از رهگذر پایان بخشیدن به توحش است که هم اکنون با آن دست به گریبانیم و هر لحظه از ما قربانی می گیرد! شاید بعضی از سیاست مداران باورمند به سیاست قبیلوی، از توحش موجود در جامعه خوش باشند؛ اما قربانی های که تا هنوز برای توحش داده ایم، جبران آن امکان پذیر نخواهد بود.

نویسنده : طالب حسین صمیم

رادیو پیام جوان – ۲۱ اسد ۹۶ 

درباره ی admin

همچنین ببینید

الرئیس الافغانی حامد کرزای

کرزی، خدا را به چالش کشاند

نویسنده: حفظ خرم  وقتی کهنه کارترین رهبر سیاسی با تجربه چهل سال سیاست و چهارده …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *