سرخط خبرها
خانه / جاغوري / جاغوری این روزها در اختیار آخندها است و بیشترین خبر به عملکرد و رفتار این قشر از مردم ما اختصاص می یابد.

جاغوری این روزها در اختیار آخندها است و بیشترین خبر به عملکرد و رفتار این قشر از مردم ما اختصاص می یابد.

 

IMG_2363 copy

چند روز پیش اقای میرزایی شغله بدرود حیات گفت و اجل مهلت نداد تا او با تندروی و اشتیاق سیری ناپذیرش در خلق خشونت و سرکوب مخالفان فکری اش –که آنها را بی گمان گمراه و مخالف خدا و رسولش نیز میدانست- جنجال دیگری در منطقه و علیه جوانان خلق کند.

تا هنوز دو هفته از مراسم فاتحه شیخ امان الله میرزایی نگذشته بود که روحانیون جوانی –که گاه گاهی از قم به منطقه سرازیر می شوند- به فکر برگزاری سمیناری در مورد نقش روحانیت در منطقه افتادند. سمینار برگزار شد و از اول تا اخر سمینار کلا باعث ایجاد شادی در میان مردم گشت و چه ثوابی بهتر از «خلق شادی و خوشحالی در میان مومنین»؟!

راستش من فکر نمی کردم که آخوندهای محترم اینقدر مردم جاغوری را فاقد شعور ارزیابی کرده باشند. آنها گمان نمی کردند که جوانان و خصوصا در شبکه های اجتماعی مقابل مقام قدسی آنها – به قول خودشان- اینطور بی توجهی کنند. شاید آنها انتظار داشتند که «عوام کالانعام» را چه کار به این کارها؟ ما کار خود را می کنیم، عکس میگیریم و تبلیغات فراوان انجام خواهیم داد. اما آنها حتی سنگ بنای این سمینار را کج نهادند. سمینار علمی این بزرگواران از همان دعوتنامه ی که نوشته بودند، معلوم بود که فاقد معیار های یک نشست علمی است.

سمینار علمی را در مسجدی گرفتند، نوحه خواندند و سینه زدند، بله درست خواندید: «در سمینار علمی سینه زنی کردند!» نمیدانم که این اعمال را به کجای علم می خواهند بچسپانند و از نظر علمی این رفتار شان چه توجیهی دارد؟ بدون تردید این سمینار در حافظه تاریخی مردم ما به عنوان دهن کجی و توهین به شعور دانش آموختگان جاغوری حک می شود. اصلا ایا با خلق چنین فضای سرشار از احساسات علم جایگاهی دارد و ایا اصلا استدلال ها در این سمینار علمی بود؟ معلوم است که همه به تمجید از روحانیت می پردازند و مشخص است که هیچ کسی جرات خرده گیری بر رفتار روحانیت نخواهد داشت. وقتی نیمچه آخندی -که خود زمانی قومندان بود- یکی از سخنرانان اصلی مجلس باشد، آن وقت ایا کسی هست که به نقش این بزرگواران در جنگهای خونین داخلی اشاره‌ای بکند؟ اصلا ایا قابل باور است که در سمینار علمی آن قومندان سخنران باشد؟ احساس می کنم که شیرین کارهای یک صحنه از فیلم هندی را تماشا می کنم.

من حالا به خود می بالم مردم شریف ما با سمینار علمی بزرگ می شوند، به عشق سمینار ده روزه علمی سالانه زندگی می کنند و در مراسم ختم تک تک مردم ما سمینار علمی برگزار می شود! ناراحت از اینم که چقدر بی خبر بوده ایم که ما هر ساله در دهه محرم همه اش سمینار علمی داشته ایم زهی سعادت! از این به بعد دیگر تمام روزها عاشورا و تمام عاشوراها سمینار علمی خواهد بود.

IMG_2389 copy

صحنه دیگری که این بزرگواران خلق کرده اند، نامگذاری جاده ای به نام یکی از ادیبان زبان عربی است. از ظواهر امر چنین پیدا است که چند نفری جمع شده اند و تابلویی ساخته و جاده ای را به نام مرحوم مدرس خاربید نامگذاری کرده اند. مدرس خاربید ادب شناسان معاصر زبان عربی است که صرف و نحو عربی را به نحو سنتی آن خوب بلد بوده است. او حاشیه هایی هم بر کتاب های معروف آموزش زبان و ادبیات که در حوزه های علمیه تدریس می شود، نگاشته است. قدمت این کتابها به چندصد سال پیش بر می گردد. آیت الله مدرس خاربید در میان ادبای سنتی زبان عربی جایگاه رفیعی دارد اما بدون تردید چیزی در مورد زبان شناسی نوین نمیدانست و از این رو نمی توان او را در ادبیات عرب زیاد جدی گرفت. طیف طیف

آیت الله مدرس خاربید(افغان) متولد خربید است (خربید منطقه ای بین المیتو و الودال جاغوری است و مردم آن از نظر قومی جزئی از دسته ایزدری به شمار می رود) قبر او شاید در قم باشد و تاجایی که شنیده می شود،‌ خانواده و بازماندگان آن مرحوم چندان تعلق خاطری به افغانستان ندارند و ظاهرا با گرفتن شناسنامه ایرانی حتی خود را افغانی هم نمیدانند. اما با وجود این کسی قاعدتا نباید مخالف این عملکرد باشد و کلا زنده نگهداشتن یک دانشمند کار درستی است و این کار باید انجام شود.

اما نامگزاری یک جاده به نام شخصیت ها هم باید تابع یک سری از قوانین و قاعده ها باشد. مثلا این کار باید از طریق مجرای قانونی آن یعنی شهرداری منطقه انجام شود. من نمیدانم که آیا این کار با تصویب هیات اداری شهرداری یا ولسوالی جاغوری بوده است یا خیر و ایا ساز و کار قانونی ای در این مورد در شهرداری وجود دارد یا نه؟ اما آنچه از ظاهر تابلو بر می آید، این است که این کار کاملا خودسرانه اتفاق افتاده است. در تابلو نه نشانی از شهرداری است و نه نشانی از به این تابلو رسمیت اداری بدهد. عرف بر این است که در بالای تابلو نام شهر و نام محله نوشته شده و بعد نام جاده اصلی درج می گردد.

IMG_2392 copy

از شیرین کاری های دیگر این تابلو غلط املایی است که در آن وجود دارد. در تابلو جاده را «سرگ» نوشته اند که کاملا اشتباه است. کاری به این نداریم که سرک یک واژه غیر فارسی و بیگانه است، این ها حتی همین واژه را هم غلط نوشته اند. سرک اصلا هندی است و از واژه «Saraka» هندی گرفته شده است. یعنی باید آن را با «کاف» می نوشتند نه با «گاف». بدسلیقگی خنده دار دیگری که این ها در نصب تابلو به خرج داده اند این است «سرگ ایت الله» را بزرگ نوشته اند و «علامه محمدعلی مدرس» را خورد! یعنی در نگاه اول بیننده اسم جاده را «سرگ ایت الله» می خواند!

من نمیدانم که اگر نامگذاری خودسرانه به عرفی در میان مردم ما تبدیل شود،‌ کار به کجا ها خواهد کشید و چه کشیدگی هایی میان مردم اتفاق خواهد افتاد. از سوی دیگر اگر قرار است که جاده یا خیابانی در جاغوری نامگذاری شود، اولویت با کسانی باید باشد که خدمات محسوس و موثری برای منطقه انجام داده اند. تا وقتی که جاده ای به نام بانوی مکتب ساز خانم سیما سمر نامگذاری نشده است و تا وقتی که با نام گذاشتن یک جاده از خدمات مدیر اشرف خان زاهدی بزرگداشت نگردیده، چرا باید از کسانی چون مدرس افغانی تجلیل شود که بود و نبودش هیچ گونه تاثیری بر زندگی و اینده جوانان ما ندارد؟ ایا می شود خدمات بانو سیما سمر را نادیده گرفت و ایا می شود که از خودگذری های مدیر اشرف خان در ساخت مکاتب را به شمار نیاورد؟ جالب اینجاست در مقایسه با این دو شخصیت مکتب ساز جاغوری، تنها شاهکار ایت الله مدرس توضیح نظریات اخفش، سکاکی و سیوطی در صرف و نحو عربی بوده است.

مردم ما از این پیش کسی به نام مدرس خاربید (افغان) را نمی شناختند تا به حال که هیچ اتفاقی هم نیفتاده است، حالا بعد از سه دهه که از مرگ او گذشته است، نشناختن او هم زیان و سودی برای مردم ما نخواهد داشت. اصلا چرا نباید اسم کسانی را پاسداری کرد که با فدا کردن جانشان برای مردم ما، برای ما عزت آفریده اند؟ نام شهدایی چون ابوذر و یارانش چرا نباید بر خیابانها نهاده شود؟ انتظار می رود که بزرگواران تازه از قم برگشته کمی به اطراف هم نگاه کنند و مردم را کالانعام نبینند. آنها خوب است که به خود بقبولانند که دیگر ظاهر آنها عظمت آفرین نیست و آنچه بزرگی افرین است علم است و آنچه ارزشی ندارد، خود برتر پنداری کاذب است.

(حدس می زنم که روحانیون برگزار کننده این مجلس، منتقدین عملکردها و خصوصا سمینار علمی خودشان را گول خوردگان و غربزده خواهند نامید و آنها را متهم به اهانت به ساحت امامان معصوم خواهند کرد؛ اما هیچ گاهی قبول نخواهند کرد که کار آنها سطحی و فاقد معیار های قبول شده یک سمینار علمی بوده است. آنها تاپه خواهند زد و مخالفین خود را به انواع القاب خواهند نامید اما به اشتباه خویش اعتراف نخواهند کرد و این کار با قدسیت مقام آنها اصلا سازگاری ندارد. اصولا روحانیون خود را هیچگاه ملزم به پاسخ گویی به مردم نمی بینند زیرا آنها به مردم جایگاهی هم قایل نیستند.

به قول دوست خوبم عیسی فرامرز، آخند های تازه از قم سرازیر شده – آنقدر تحت تأثیر ولایت قبیح ایران هست که حتی القاب که ایرانیها از روی تمسخر بجای نام و تخلص اصلی افغانها بکار میبرند را در جاغوری و در مسایل رسمی شان استفاده می کنند. طبق قانون اساسی “افغانی” واحد پول افغانستان است نه اینکه بر مردم افغانستان اطلاق شود. مطابق ماده چهارم قانون اساسی، برهر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق می شود.

اما شما تابلوی را نگاه کنید که این تحصیل کرده های قمی چه نوشته است.

مومن زاده ۲ سنبله ۹۶ – جاغوری

 

 

درباره ی admin

همچنین ببینید

Mother's liberary

کتابخانه مادر در لیسه دخترانه لومان افتتاح شد.

با انکه کتاب و کتاب خوانی مثل خیلی از کار های دیگر فرهنگی و هنری …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *